" ادب" ماندگارترین میراث انسان
کد خبر: ۲۶۷۹۶

" ادب" ماندگارترین میراث انسان

پنج چیز است که در هر کس نباشد صفات و امتیازات قابل ملاحظه اى نخواهد داشت . عرض کردند: اى فرزند رسول الله آنها چیست ؟ فرمود: دین و عقل و حیا و حسن خلق و حسن ادب...
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۷ - ۱۳ بهمن ۱۳۹۵

در اسلام اهمیت زیادى به مسأله رعایت آداب ، و بر خورد توأم با احترام و ادب با همه کس ، و هر گروه ، وارد شده است که به عنوان نمونه در اینجا به چند حدیث اشاره مى شود.

امام على (علیه السلام ) مى فرماید: الاداب حلل مجددة ؛ رعایت ادب همچون لباس فاخر و زینتى و نو است.

و در جاى دیگر مى فرماید: الادب یغنى عن الحسب ؛ ادب انسان را از افتخارات پدران و نیاکان بى نیاز مى کند.

در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : خمس من لم تکن فیه لم یکن فیه کثیر مستمتع !قیل و ما هن یا ابن رسول الله ؟قال : الدین و العقل و الحیأ و حسن الخلق و حسن الادب :

////////////


پنج چیز است که در هر کس نباشد صفات و امتیازات قابل ملاحظه اى نخواهد داشت .

عرض کردند: اى فرزند رسول الله آنها چیست ؟ فرمود: دین و عقل و حیا و حسن خلق و حسن ادب.

و نیز در حدیث دیگرى از همان امام (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: لایطمعن ذو الکبر فى الثناء

الحسن ، و لا الخب فى کثرة الصدیق ، و لاالسى ء الادب فى الشرف :

افراد متکبر هرگز نباید انتظار ذکر خیر از سوى مردم داشته باشند و نه افراد نیرنگ باز انتظار کثرت دوستان ، و نه افراد بى ادب انتظار شرف و آبرو.

به همین دلیل هنگامى که در زندگى پیشوایان بزرگ اسلام دقت مى کنیم مى بینیم که دقیقترین نکات مربوط به ادب را حتى با افراد کوچک رعایت مى کردند.

اصولا دین مجموعه اى است از آداب : ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) و پیشوایان معصوم (علیهم السلام )، ادب در مقابل استاد و معلم ، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.

ادب در قرآن:

دقت در آیات قرآن مجید نشان مى دهد خداوند با آن مقام عظمت هنگامى که با بندگان خود سخن مى گوید: آداب را کاملا رعایت مى کند! جائى که چنین است تکلیف مردم در مقابل خدا و پیغمبرش روشن است.

در حدیثى مى خوانیم : هنگامى که آیات آغاز سوره مؤ منون نازل شد، و یک سلسله آداب اسلامى را به آنها دستور داد، از جمله مسأله خشوع در نماز پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله ) که قبلا به هنگام نماز گاه به آسمان نظر مى افکند دیگرسر بر نمى داشت ، و دائما به زمین نگاه مى فرمود.

اصولا دین مجموعه اى است از آداب : ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) و پیشوایان معصوم (علیهم السلام )، ادب در مقابل استاد و معلم ، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.

در مورد پیامبر خدا نیز این موضوع تا آن حد مهم است که قرآن صریحا در آیات فوق مى گوید صدا را بلندتر از صداى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) کردن و در مقابل او جار و جنجال راه انداختن موجب حبط اعمال و از بین رفتن ثواب است .

روشن است تنها رعایت این نکته در برابر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) کافى نیست ، بلکه امور دیگرى که از نظر سؤ ادب همانند صداى بلند و جار و جنجال است نیز در محضرش ممنوع است و باذکر این نوع از بی ادبی مسلمانان را از هر گونه بی ادبی بر حذر میدارد.

در آیه 63 سوره نور نیز مى خوانیم : «لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَیْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا » ؛ هنگامى که پیامبر را صدا مى زنید با ادب و احترامى که شایسته او است صدا کنید نه همچون صدا زدن یکدیگر.

جالب اینکه قرآن در آیات فوق رعایت ادب را در برابر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) نشانه پاکى قلب و آمادگى آن براى پذیرش تقوى ، و سبب آمرزش و اجر عظیم مى شمرد، در حالى که بى ادبان را همچون چهار پایان بى عقل معرفى مى کند!

////////////


حتى بعضى از مفسران آیات مورد بحث را توسعه داده گفته اند مراحل پائینتر، مانند علما و دانشمندان و رهبران فکرى و اخلاقى را نیز شامل مى شود، مسلمانان موظفند در برابر آنها نیز آداب را رعایت کنند. البته در برابر امامان معصوم (علیهم السلام ) این مسأله روشنتر است .

بسیاری از ما اصلا به این نکته حیاتی دقت نمیکنیم به راحتی به دیگران توهین میکنیم و اسمش را شوخی میگذاریم در مقابل پدر و مادر و معلممان به هر نحوی که دوست داشته باشیم صحبت میکنیم و اصلا متوجه شأن آنها نیستیم در کوی و برزن عربده کشان صحبت میکنیم و میخندیم احترام به بزرگترها را سال هاست به دست فراموشی سپرده ایم کی توجه میکند که اسلام سفارش کرده در راه رفتن مراعات بزرگترها را بکنید و پشت سر آنها راه بروید ؟ و به جای این همه بی احترامی و بی ادبی انتظار احترام و ارزش را هم داریم باید آگاه بود کسی که احترام میخواهد باید احترام بگذارد کسی که

ادب میخواهد باید آداب را بداند و رعایت کند .

کوتاه سخن اینکه مسأله رعایت ادب در برابر کبیر و صغیر بخش مهمى از دستورات اسلامى را شامل مى شود که از حوصله این اجمال بیرون است وبا دقت در زندگی آن بزرگواران به عمق این مسئله پی میبریم . در اینجا این بحث را با حدیثى از امام سجاد على بن الحسین (علیهم السلام ) در رساله حقوق در مورد رعایت ادب در برابر استاد پایان مى دهیم ، فرمود:

حق کسى که ترا تعلیم و تربیت مى دهد این است که او را بزرگ دارى ، مجلسش را محترم بشمرى ، به سخنانش کاملا گوش فرادهى ، و رو به روى او بنشینى ، صدایت را از صداى او برتر نکنى ، و هر گاه کسى از او سؤ الى کند تو مبادرت به جواب ننمائى ، در محضرش با کسى سخن نگوئى ، و نزد او از هیچکس غیبت نکنى ، اگر پشت سر از او بد گویند دفاع کنى ، عیوبش را مستور دارى ، و فضائلش را آشکار سازى ، با دشمنانش همنشین نشوى ، و دوستانش را دشمن ندارى ، هنگامى که چنین کنى فرشتگان الهى گواهى مى دهند که تو به سراغ او رفته اى و براى خدا از او علم آموخته اى نه براى خلق خدا.

خود واژه و لفظاَدَب در قرآن به‌ كار نرفته; ولى در آیات فراوانى، به مفهوم آن كه مجموعه گسترده‌اى از روابط فردى و اجتماعى را دربرمى‌گیرد، اشاره شده‌است.


////////////

حتما شما هم در جریان هستید و شنیده اید که یک سری صفات و اخلاقیاتی را به شهر و اهالی شهرها نسبت می دهند . یکی از این صفات و ویژگی ها صفت حسابگر بودن است که به یکی از شهرهای خوب ایران زمینمان نسبت می دهند.

به اینکه آیا این صفت برای این اهالی درست است یا نه کاری نداریم... موضوع صحبتمان روی حسابگر بودن است ... وقتی در دین اسلام کاوشی به عمل می آوریم می بینیم که این حسابگر بودن که به عبارتی دیگر همان با ادب بودن است،به عنوان یکی از اصول مهم اخلاقی رفتاری مورد تأیید بوده چنانچه در روایات داریم که امام صادق علیه السلام می‌ فرماید که از هفت تا چهارده سالگی، دورانی است که بچه باید ادب شود (دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ؛ من‏لایحضره‏الفقیه/3 /492) بله امام می فرمایند که بچه باید «ادب» شود... نفرمود که تقوا و دین و ایمان به بچه یاد بده، بلکه می فرماید: به او ادب بیاموز تا ادب داشته باشد.

واقعا این ادب چیست و چه چیزهایی را برای انسان و انسانیت به ارمغان می آورد که انقدر مهم است؟ ادب به بچه یاد می ‌دهد که هر رفتاری یک حساب و نظمی دارد؛ مثل آداب غذا خوردن، آداب لباس پوشیدن، آداب راه رفتن، آداب نوشتن، اداب برقراری رابطه اجتماعی، ادب در ارتباط با والدین و ....

کسی که به خودش مشقّت ادب را بدهد، ذهنش بهتر کار می‌کند، به خلاقیت بهتری خواهد رسید، روحش لطیف ‌تر می ‌شود و در یک کلام؛ همۀ اتفاقات خوب برایش می ‌افتد. (به نقل از بیانات حجت الاسلام پناهیان)

بله این دینی که امام صادق علیه السلام به عنوان یکی از بهترین الگوهای آن معرفی شده است، دینی است که می‌فرماید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَه* وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»(زلزال/7و8) این دین آدم را حسابگر بار می‌آورد.

در ادامه به فاکتورها و مصادیقی که برای  ادب و حسابگری در رفتارها کهدر قرآن کریم بیان شده است اشاره می کنیم.

ادب در سلام کردن

بعضی اوقات می بینیم که در میان ما مسلمانان افرادی حتی آن هایی که ادعای کلاس و ادب و اجتماعی بودن دارند وقتی تلفن می زنند و یا در جایی وارد می شوند بدون اینکه سلام کنند با الفاظی چون "چه طوری؟"، "به به چه خبرا؟" و امثال این ها رابطه اجتماعی را شروع می کنند.


////////////


این در حالی است که در آیات قرآن در موارد ذیل از تحیت «سلام» یاد‌شده است سلام کردن هنگام ورود به خانه : «فَاِذا دَخَلتُم بُیوتـًا فَسَلِّموا عَلى اَنفُسِكُم تَحِیَّةً مِن عِندِ اللّهِ مُبـرَكَةً طَیِّبَةً» (نور/24،61)، پاسخ سلام با عبارتى بهتر و نیكوتر: «واِذَا حُیّیتُم بِتَحِیَّة فَحَیّوا بِاَحسَنَ مِنها‌...» (نساء/4، 86)، سفارش خداوند به پیامبر مبنى بر سلام به مؤمنان «واِذا جاءَكَ الَّذینَ یُؤمِنونَ بِـایـتِنا فَقُل سَلـمٌ عَلَیكُم‌...» (انعام/6،54)، اظهار ادب فرشتگان در برابر مؤمنان، هنگام مرگ با سلام كردن: «اَلَّذینَ تَتَوَفـّـهُمُ المَلـئِكَةُ طَیِّبینَ یَقولونَ سَلـمٌ عَلَیكُمُ‌...» (نحل/16، 32)، تحیّت و اظهار ادب بهشتیان به یكدیگر با سلام كردن: «...و تَحِیَّتُهُم فِیها سَلـمٌ‌...» (یونس/10،10) و موارد این چنینی در قرآن کریم فراوان دیده می شود.

امام صادق علیه السلام می‌ فرماید که از هفت تا چهارده سالگی، دورانی است که بچه باید ادب شود (دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ؛ من‏لایحضره‏الفقیه/3 /492) بله امام می فرمایند که بچه باید «ادب» شود... نفرمود که تقوا و دین و ایمان به بچه یاد بده، بلکه می فرماید: به او ادب بیاموز تا ادب داشته باشد.

ادب برخورد با پدر و مادر

یكى از مهم‌ترین آدابى كه اسلام بر آن تأكید فراوان دارد ادب برخورد با پدر و مادر است. در آیاتى از قرآن كریم به این مسأله اشاره شده; از‌جمله سفارش خداوند به گفتار كریمانه با والدین و لزوم پرهیز از تندخویى با آنان است: «وقَضى رَبُّكَ اَلاّ تَعبُدوا اِلاّ اِیّاهُ وبِالولِدَینِ اِحسـنـًا اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَكَ الكِبَرَ اَحَدُهُما اَو كِلاهُما فَلاتَقُل لَهُما اُفّ و لاتَنهَرهُما وقُل لَهُما قَولاً كَریمـا * واخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَةِ‌...» (اسراء/17، 23‌ـ‌24)

نمونه ‌اى از این ادب، برخورد مؤدّبانه یوسف (علیه السلام)با پدر و مادرش، هنگام دیدار در مصر است. یوسف به استقبال آنان شتافت و آن دو را بر روى تخت خود نشاند: «رَفَعَ اَبَوَیهِ عَلَى العَرشِ‌...» (یوسف/12، 100) برخورد مؤدّبانه اسماعیل (علیه السلام)با پدرش ابراهیم(علیه السلام) در مواجهه با پیشنهاد ذبح وى، نمونه دیگرى از ادب برخورد با والدین است. (المیزان، ج‌6‌، ص‌273)او در برابر پیشنهاد ذبح، بدون بهانه ‌آورى به پدر گفت: آن‌ چه پروردگارت به تو فرمان داده، همان را انجام بده كه مرا از بردباران خواهى یافت: «قالَ یـبُنَىَّ اِنّى اَرى فِى المَنامِ اَنّى اَذبَحُكَ فَانظُر ماذا تَرى قالَ یـاَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ سَتَجِدُنى اِن شاءَ اللّهُ مِنَ الصّـبِرین» (صافات/37،102)


////////////

ادب ورود به خانه دیگران

مؤمنان باید هنگام ورود به خانه دیگران اجازه بگیرند و چنان‌چه به عللى به آن‌ ها اجازه ورود داده‌نشد، برگردند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لاتَدخُلوا بُیوتـًا غَیرَ بُیوتِكُم حَتّى تَستَأنِسوا ... فَلاتَدخُلوها حَتّى یُؤذَنَ لَكُم واِن قیلَ لَكُمُ ارجِعوا فَارجِعوا هُوَ اَزكى‌...» (نور/24، 27‌ـ‌28)

ادب ضیافت

برخى مفسّران، از آیات قرآن كریم، آدابى را براى مهمانداری استفاده كرده‌اند: پس از ورود مهمان، بى‌درنگ به پذیرایى او مبادرت شود و مهمان كم‌تر در انتظار پذیرایى بماند و میزبان، پنهانى و دور از چشم مهمان براى فراهم ساختن غذا اقدام كند تا او، وى را از این كار باز‌ندارد: (مجمع‌البیان، ج‌9، ص‌237; الصافى، ج‌5، ص‌71) «هَل اَتـكَ حَدیثُ ضَیفِ اِبرهیمَ المُكرَمین... فَراغَ اِلى اَهلِهِ فَجاءَ بِعِجل سَمین» (ذاریات/51،24‌ـ‌26). مهمان نیز نباید بدون دعوت به خانه كسى برود و پس از پذیرایى و تناول غذا نیز بیش از حد معمول در خانه میزبان نماند تا مزاحم او و خانواده‌اش نشود: «اِذا دُعیتُم فَادخُلوا فَاِذا طَعِمتُم فَانتَشِروا‌...». (احزاب/33،53)

کلام آخر

چه خوب است که حسابگر بودن را یاد بگیریم و در زندگی حسابگر باشیم ... فقط یادمان باشد که حسابگر بودن را تنها در مادیات و کنترل پول در نظر نداشته باشیم، در رفتارها و نوع برخوردمان با یکدیگر حسابگرانه رفتار کنیم: با ادب باشیم، دل کسی را نشکونیم، خیر خواه باشیم و... آن وقت است که هم لذت این حسابگری را خودمان می چشیم و هم دیگران از کنار ما بودن لذت می برند.

منابع:

سایت معارف قرآن

سایت مهر نیوز، بیانات حجت االاسلام پناهیان، آدم شلخته دیندار نیست؛ 30 تیر 1394

 تفسیر نمونه جلد 22.




گردآوری و تنظیم: بهترینها