زندگینامه و سیره امام جعفر صادق (ع)
کد خبر: ۸۵۰۰

زندگینامه و سیره امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى در مدینه دیده به جهان گشود.
تاریخ انتشار: ۲۰:۴۰ - ۰۸ مرداد ۱۳۹۵

امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى در مدینه دیده به جهان گشود.

وفات آن امام (ع)در 25 شوال سال 148 هجرى روى داده است. عمر آن حضرت را 68 یا 65 سالبوده كه از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است كه همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آید و نیز بقیه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبدالملك، و خلافت ولید بن یزید بن عبدالملك و یزید بن ولید عبدالملك، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.شهادت امام صادق (ع) پس از گذشت ده سال از خلافت منصور عباسى روى داد و پس از مرگ در آرامگاه بقیع، در جوار پدرش امام باقر و جدش امام زین العابدین و عموى بزرگوارش امام حسن بن على علیهم السلام به خاك سپرده شد.

زندگینامه و سیره  امام جعفر صادق (ع)

مادر امام صادق (ع)

كنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته‏اند. برخى نیز كنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه، پدرش قاسم بن محمد بن ابى بكر و مادرش را اسماء، دختر عبد الرحمن بن ابى بكر ذكر كرده‏اند. شیخ كلینى از عبدالاعلى نقل كرده كه گفت: روزى ام فروه را دیدم كه به گرد كعبه طواف مى‏كرد، او لباسى بر تن كرده بود كه با آن شناخته نمى‏شد پس حجرالاسود را با دست چپ استلام كرد. ناگهان یكى از مردانى كه به طواف مشغول بود رو به ام فروه كرد و گفت: اى بنده خدا، سنت را خطا كرده‏اى. پس ام فروه گفت: ما از علم شما بى‏نیازیم.

كنیه امام صادق (ع)

كنیه آن حضرت ابو عبدالله بوده است و این كنیه از دیگر كنیه‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. ابن شهر آشوب نیز در كتاب مناقب مى‏گوید: آن حضرت مكنى به ابو عبدالله و ابو اسماعیل و كنیه خاص وى ابو موسى بوده است.

لقب امام صادق (ع)

آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

فرزندان امام صادق (ع)

آن حضرت ده فرزند داشت. هفت پسر و سه دختر. نام فرزندان آن حضرت چنین بوده است: اسماعیل اعرج كه او را اسماعیل امین نیز خوانده‏اند، عبد الله، ام فروه، فرزندان دیگر عبارت بودند از: امام موسى كاظم، محمد دیباج و اسحاق و فاطمه كبرى، عباس، على عریضى، اسماء و فاطمه صغرى.

زندگینامه و سیره  امام جعفر صادق (ع)

نگاهی به سیره امام صادق(ع)

1- كار و تلاش و دستگیری از مستمندان:

 امام صادق(ع) نه تنها دیگران را دعوت به كار و تلاش می ‏كرد، بلكه ‏خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و... در روزهای داغ ‏تابستان، در مزرعه‏اش كار می ‏كرد. یكی از یاران حضرت می‏ گوید: آن ‏حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن برتن و بیل در دست، باغ را آبیاری می ‏كرد و عرق از سر و صورتش می ‏ریخت، گفتم: اجازه‏دهید من كار كنم. فرمود: من كسی را دارم كه این كارها را بكند ولی دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزی حلال از گرمی آفتاب ‏آزار ببیند و خداوند ببیند كه من در پی روزی حلال هستم.(1) حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت ‏خداوند تاكید داشت. لذا وقتی كار پرداز او كه با سرمایه امام برای تجارت به مصررفت و با سودی كلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده‏ای؟ او گفت: چون مردم نیازمند كالای ما بودند، ماهم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله! علیه مسلمانان هم ‏پیمان شدید كه كالایتان را جز در برابر هردینار سرمایه یك دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: ای مصادف! چكاچك شمشیرها از كسب روزی حلال آسان تر است.(2) حقیقت این است كه امام(ع) در نهایت علاقه به كار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمی ‏شد و می ‏دانست كه بهترین كار از نظر خداوند تقسیم دارایی خود با نیازمندان است، حقیقتی كه ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملی نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش می‏ فرمود: وقتی خرماها می رسد، می ‏گویم دیوارها را بشكافند تا مردم وارد شوند و بخورند. هم چنین می‏ گویم ده ظرف ‏خرما كه بر سر هر یك ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تاوقتی ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هریك، یك مد خرمابخورند. آن ‏گاه می ‏خواهم برای تمام همسایگان باغ(پیرمرد، پیرزن، مریض، كودك و هركس دیگر كه توان آمدن به باغ را نداشته) یك مدخرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و... را می ‏دهم و باقی ‏مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم می‏ كنم و دست آخر از محصول چهار هزار دیناری، چهارصد درهم برایم‏ می ‏ماند.()

زندگینامه و سیره  امام جعفر صادق (ع)

2- ساده زیستی و همرنگی با مردم:

 امام همانند مردم معمولی لباس می ‏پوشید و در زندگی رعایت اقتصاد را می‏ كرد. می ‏فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان ‏زمان است. لذا(4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله دار برتن‏ می‏ كرد. لذا وقتی سفیان ثوری به وی اعتراض می‏ كرد كه: پدرت علی ‏لباسی چنین گرانبهای نمی ‏پوشید، فرمود: زمان علی(ع) زمان فقر و اكنون زمان غنا و فراوانی است و پوشیدن آن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر را كه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را برای خدا و لباس نو را برای شما پوشیده‏ام.(5) با این همه حضرت هم گام و هم سان با مردم بود و اجازه نمی ‏داد، امتیازی برای وی و خانواده‏اش در نظر گرفته شود. و این ویژگی‏ هنگام بروز بحران ‏های اقتصادی و اجتماعی بیشتر بروز می ‏یافت. از جمله در سالی كه گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم‏ های ‏موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم كه خوراك بقیه مردم بود، تهیه كنند و فرمود: «فان الله‏یعلم انی واجدان اطعمهم الحنطه علی وجهها ولكنی‏احب ان یرانی‏الله قد احسنت تقدیر المعیشه»(6) خدا می ‏داند كه می ‏توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده‏ام را تهیه كنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزی صحیح ‏زندگی ببیند.

3- شجاعت: 

امام صادق(ع) در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه‏ای به سختی ‏می ‏ایستاد و این شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد و اقدام حق طلبانه را انجام دهد، هر چند با عكس العمل تندی رو به‏رو شود. لذا وقتی منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق ‏كرد؟ فرمود: تا جباران را خوار كند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهی كرد.(7) و آن ‏گاه كه فرماندار مدینه در حضور بنی هاشم در خطبه ‏های نماز به علی(ع) دشنام داد، امام چنان‏ پاسخی كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوی ‏خانه‏اش راهی شد.(8)

4- هم زیستی و مدارا با مسلمانان: 

امام صادق(ع) شیعیان را به هم زیستی با اهل سنت دعوت می ‏كرد تا به این طریق هم شیعیان از جامعه اكثریت منزوی نشوند و هم بتوان‏ احكام و اصول شیعی را با ملاطفت ‏به آنان منتقل كرد. از این روی‏ در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار می‏ شد، اما این سهل گرفتن ‏هرگز به معنای زیرپای گذاشتن اصول نبود و آن جا كه مسأله اصولی در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمی‏ شد. از جمله در یكی از سفرها، امام صادق(ع) به حیره(میان كوفه و بصره) آمد. در آن‏ جا منصوردوانیقی به خاطر ختنه فرزندش جمعی را به مهمانی دعوت كرده بود. امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتی كه سفره غذا انداختند، هنگام صرف غذا، یكی از حاضران آب خواست ولی به جای آن، شراب آوردند، وقتی ظرف شراب را به او دادند، امام بی ‏درنگ ‏برخاست و مجلس را ترك كرد و فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: «ملعون ‏من ‏جلس علی مائده یشرب علیها الخمر.»(9) ملعون است كسی كه در كنار سفره‏ای بنشیند كه در آن سفره شراب ‏نوشیده شود. امام حتی در مجالس عمومی خلیفه نیز حاضر نمی ‏شد؛ زیرا حكومت را غاصب می ‏دانست و حاضر نبود با پای خود بدان جا برود، زیرا با این كار از ناحق بودن آنان، چشم پوشی می‏ شد و تنها زمانی كه ‏اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن‏ جا می ‏رفت؛ لذا منصور ضمن ‏نامه‏ای به وی نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم‏ نمی ‏آیی؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزی نیست كه به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزی نیست كه به آن ‏امیدوار باشیم. تو نعمتی نداری كه بیاییم و به خاطر آن به توتبریك بگوییم و آن چه كه اكنون داری آن را بلا و عذاب نمی ‏دانی تا بیاییم و تسلیت ‏بگوییم. منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت كنی. امام نیز نوشت: كسی كه آخرت را بخواهد، با تو هم نشین نمی ‏شود و كسی كه دنیا را بخواهد، به خاطر دنیای خود تو را نصیحت‏ نمی‏ كند.(10)

زندگینامه و سیره  امام جعفر صادق (ع)

5- علم امام صادق(ع) و اقدامات وی: 
آن چه به دوره امامت‏ حضرت امام صادق(ع) ویژگی خاصی بخشیده، استفاده از علم بی ‏كران امامت، تربیت دانش طلبان و بنیان گذاری فكری و علمی مذهب تشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه ‏است:
الف- دانش امام.
ب- ویژگی ‏های عصر آن حضرت كه منجر به حركت علمی و پایه ریزی ‏نهضت علمی شد.
ج- اولویت‏ ها در نهضت علمی.
د- شیوه‏ ها و اهداف و نتایج این نهضت علمی.

الف- دانش امام: شیخ مفید می ‏نویسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل كرده‏اند كه به ‏تمام شهرها منتشر شده و كران تا كران جهان را فرا گرفته است و از احدی از علمای اهل ‏بیت(ع) این مقدار احادیث نقل‏ نشده است ‏به این اندازه كه از آن حضرت نقل شده. اصحاب حدیث، راویان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهب شان گردآورده و عددشان‏ به چهار هزارتن رسیده و آن قدر نشانه ‏های آشكار بر امامت آن ‏حضرت ظاهر شده كه دل ها را روشن و زبان مخالفان را از ایراد شبهه لال كرده است.(11) سید مؤمن شافعی نیز می ‏نویسد: مناقب آن حضرت بسیار است تا آن‏ جا كه شمارشگر حساب ناتوان است از آن.(12) ابوحنیفه می‏ گفت: من هرگز فقیه‏تر از جعفربن محمد ندیده‏ام و او حتما داناترین امت اسلامی است.(13) حسن بن زیاد می ‏گوید: از ابوحنیفه پرسیدم: به نظر تو چه كسی درفقه سرآمد است؟ گفت: جعفربن محمد. روزی منصور دوانیقی به من ‏گفت: مردم توجه زیادی به جعفربن محمد پیدا كرده‏اند و سیل جمعیت‏ به سوی او سرازیر شده است. پرسش هایی دشوار آماده كن و پاسخ ‏هایش ‏را بخواه تا او از چشم مسلمانان بیفتد. من چهل مسأله دشوار آماده كردم. هنگامی كه وارد مجلس شدم، دیدم امام در سمت راست‏ منصور نشسته است. سلام كردم و نشستم. منصور از من خواست ‏سوالاتم ‏را بپرسم. من یك یك سؤال می ‏كردم و حضرت در جواب می ‏فرمود: در مورد این مسأله، نظر شما چنین و اهل‏ مدینه چنان است و فتوای خود را نیز می‏ گفتند كه گاه موافق و گاه مخالف ما بود. (14)

منبع: ماهنامه كوثر شماره 40

منبع: كتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین.